همیشه عادت دارم اول نصف صورتمو تو آینه ببینم و بعد کامل برم جلوش وایسم
اون نصفه همیشه کارو خراب میکنه،اولین چیزی ک تو ذوق میزنه چشاییه ک خالیه،غمگینه و انگار از همه چی دل کنده
هنوزم دارم دست و پا میزنم،هنوزم تسلیم نشدم
هنوزم ی ته مایه ای از ی دختر شادِ عاشق زندگی دست کمکشو ب سمتم دراز کرده
اما همیشه اون لحظه اخر همون لحظه ک نزدیکه دستشو بگیرم و بکشمش بالا خراب میکنم،خراب میشه
من تموم روزهای افسردگی و از برم،،همشو تجربه کردم،بارها ازش سربلند بیرون اومدم
و اما الان طاقت شروعشو ندارم،طاقت تحمل تک تک اون روزا رو
برای همینه هنوز کامل تسلیم نشدم هنوز امید دارم ک ازش جون سالم ب در ببرم
خدایا مددی
نامه پنجم...ما را در سایت نامه پنجم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 64